دردودل در اسارت

نویسنده :محمد صحت
تاریخ:سه شنبه 27 مهر 1395-06:57 ب.ظ

یک شبی به هم بندخودگفتم دراسارت

چرااین همه میزنندکابل وسیم برسروصورت

بگفتااینهاهمه بعثینددارندعداوت

باوگفتم که مردیم ازاینهمه شقاوت

اوگفت صبرپیشه کن آقای صحت

هنوزدنباله داره این کینه،رذالت

باوگفتم که شکایت می برم به خدای امت

بگفتاخداکریم است شایدشویم آزادازاسارت

خندیدم وگفتم مباداآنوقت کنیم گریه،شکایت

بگفتابوده تقدیرمن وتوازمال دنیاهمین اسارت

تاخوریم افسوس دیگران ازبیکاری وقضاوت

باوگفتم قضاوت وبیکاری به کنار کجاشدعدالت

گفتاعدالت همین بس که زنده هستیم وزنده 

وجاویدبادایران پرصلابت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو