تبلیغات
دل نوشته های آزاده محمد صحت - شروع بخشی از خاطراتم

شروع بخشی از خاطراتم

نویسنده :محمد صحت
تاریخ:چهارشنبه 6 بهمن 1395-10:06 ب.ظ

خاطرات آزاده محمدصحت

خاطرات همگی خاطره هستند چه تلخ وشیرین وچه زشت وزیبا وچه ریز ودرشت اما دربین خاطرات مطالبی جای دارند

که همه اوقات درذهن باقی مانده وباانسان قرین می گردند گفتن ازاسارت آنهم ازنوع مفقودالاثربودن بسیاردشواروملال انگیز

هست گویی ازعالم برزخ سخن گویی.

زیراازلحظه گرفتاری درچنگال دشمن سیاهی عجیبی بروجودآدمی پرده افکنده وهرروز وشب آن یکسان وفراموش نشدنی می شود.حال چون نمی شود تمامی خاطرات رابازگوکرداکتفابه چند خط اززمان برگشت به وطن وآغوش خانواده درذیل می نویسم.

روزهاوشب هاگذشت تااینکه درفرودگاه مشهد ازهواپیماپیاده شدم.شنیدم یکی ازمسوولین که برای استقبال آمده بودگفت:

سواراتوبوس بشوتابرویم به به اردوگاه،آنقدردراواخراسارت درعراق اردوگاه به اردوگاه شده بودم که این جمله سخت مراآشفت و

ازسوارشدن به اتوبوس سرباز شدم ،باچندنفرکه مراتشویق به رفتن اردوگاه می کردن صحبت می کردم ناگهان اقوام وهمسروفرزندانم

 درمحوطه فرودگاه چون نگین انگشتردراطراف من حلقه زده ودیده بوسی آغازشد.درهنگام شلوغی تشخیص برایم سخت وبی اختیار

اشک شوق می ریختم پرسیدم همسروفرزندانم کجاهستند غافل ازاینکه فرزندانم برسروگردنم چسبیده وپدرپدرگویان گریه می کردند

به هنگام نزدیک شدن به همسرم اوغش کردوبه زمین افتاد.حال عجیبی برمن مستولی شد.همه رارهاکرده بربالین اونشستم وگریه کنان

 اورانوازش می کردم تا به هوش آمد،فقط یادم هست من وهمسروفرزندانم دریک ماشین قرارگرفتیم وآنهارادربغل فشارمی دادم

نمی دانم چه گذشت وآن حالت چه حالتی بودتااینکه خودرادربین جمعیت استقبال کننده درمنزل یافتم وبعدازصحبت های فراوان ودیدن

تعداد کثیری ازخانواده هایی که عکسایی ازعزیزان مفقودخوددردست داشتند به خودامدم که آزادشده وآزاده نامیده شده ایم.

حال این یادداشت رابحکم وظیفه وخواست شهرآزادگان به انضمام چندخط ازمشقت اسارت وکروکی محل نگهداری اسرادراردوگاه

 19تکریت پادگان صلاح الدین برایتان ارسال می دارم امیدوارم موردتوجه قرارگیرد.

والسلام

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زایرسرای قم
پنجشنبه 8 تیر 1396 06:45 ق.ظ
ســــلام !
وبلاگتون زیباست!
موفق باشید
سحر
چهارشنبه 10 خرداد 1396 02:55 ق.ظ
بسیار عالی بود!
ممنونم از وبلاگ خوبتون
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر